سه شنبه یکم اسفند 1385
سلام
من نسترن ۱۵ از آمل (مخلس همه ی بچه های آمل
)
از ۲ختر عموی گلم مرضیه جون و محمد رضا و مرتضی پسر عمو هام ممنونم.![]()
به مریم جون و سحر و رکسانا هم سلام می کنم.![]()
نسرین جون من (خواهرم ) سلام داره میگه مخصوصا به دماغ دراز![]()
ستاره و عالمه و مرجان و فاطمه خوبین؟؟![]()
مزدا کله تو خوبی؟؟؟![]()
با تو نبودم ها خودش میدونه کیه؟![]()
خوش با شین ![]()
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385
یاد
باشه وخیلی ناراحت شده باشی
خوب عیب نداره دفعه بعد برو به این
سایت : www.ebuddy.com/index.php
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
سیب
سیب وقتی دید دارند
رفقایش راازدرخت می چینند
خودش را پشت برگ ها پنهان کرد
دلش نمی خواست به دست مردم بیفتد
حتی اگر او را توی مربا می انداختند
بازهم لذتی ندا شت اما تنها ماندن روی درخت
نیز فا یده نداشت همکاری در مصیبت باعث رنج میشود!
ــ سرک بکشم ؟ نکشم! یعنی می ارزد؟
کرم تردید شروع به خوردن روح سیب کرد!
آن قدرخورد که دیگر چیزی از سیب باقی نماند..... ![]()
(آخه)
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385
۱۰ شاخه گل برات میفرستم ۹ تا طبیعی و ۱ مصنوعی یک کارت هم
باهاشون میفرستم و روش مینویسم :
< تا وقتی که آخرین گل پژمرده بشه دوستت دارم
>
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
عشق چند بخش است؟؟؟![]()
وقتي معلم گفت عشق چند بخشه؟ زود دستمو بردم بالا و گفتم يك بخش، اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم سه بخشه! آتش ديدن تو، شوق با تو بودن، اندوه بي تو ماندن
عشق چيست
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن زير باران نيست، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود، و اوهيچوقت نداند كه چرا خيس نشده
(((اگر.......)))
اگر دبیر فیزیک بودم بهت ثابت می کردم سوی نگاهت از مرکز قلبم میگذره اگردبیرشیمی بودم نام تو روتوی قلبم پخش می کردم تامحلولی از محبت شود اگــر دبـیــر دینــی بــودم می دونستــم کـــه بعـد از خــدا تــو رو میپرستم اگر دبیر جغرافیا بودم میدونستم خوش آب و هواترین منطقه آغوش توست و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی می گفتم
![]()
I LOVE YOU![]()
با تشکر از آرسین جون![]()
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
هيچكي از رفتن من غصه نخورد...![]()
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ ادمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من می خواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی ام افتابی بود
اگه شب می رفتم و خورشید نبود
هوا رو خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه ی ارزوهاشو باخته بود
چهره ی هیچکسی پزمرده نبود
گلا اما همه پزمرده بودن
کسایی که واسشون مهم بودن
همه شاید یه جوری مرده بودن...
منتظرتم..........
.
یکشنبه یکم بهمن 1385
جوک
23-ترکه زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ترکه ميگه: خدا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوشنبه یکم آبان 1385
زندگی
زندگی دو نیمه است :
نیمه اول آرزوی نیمه دوم
نیمه دوم حسرت نیمه اول ![]()
(نسترن و این حرفا)![]()
شنبه یازدهم دی 1378
ااااا
بزرگ بود و توانا و قادر و ............ دوري ها ..
دوري ها ..
دوري ها ..
دوري ها ..
ميگه اين هوا .. ! ميگه اين فضا.. !
ديروز بود كسي اينجا ..
ولي امروز نيست ..
اون يه جاي ديگست ..
درد و غم خيلي قدرتمندند ..
چقدر عميق هستش اين غم ..
اين چه جور ستمي يه ..
ميگه اين هوا.. ميگه اين فضا ..
همون قدر كه داري تحمل مي كني .. همون قدرم هم بايد ساكت بموني ..
!!! هيچي نگو !!!
!!! هيچي نگو !!!
آرزوهام خوابيدن .. همه خوشي هام گم شدن ..
همه مسير ها براي من الان تارك و خاموشن ..
فقط يك خاطرست ..
فقط يك فرياده ..
فقط تنهايي ها ..
فقط بي قراري ها ..
دريايي از اشك تو دلم سرازير شده ..
ميگه زندگي .. تو هم توش غرق شو ..
!!! هيچي نگو !!!
!!! هيچي نگو !!!
با دل من اي ستمگر تو خوب دلدادگي كردي .. كه شدي دوستم و با دوست خودت دشمني كردي ..
اي دشمن من ، تو .. در حسرت دوستي من خواهي موند ..
اي كسي كه به من غم دادي .. كاش تو در حسرت خوشي بميري ..
تو گل صحرا بشي .. براي تو هيچ وقت بهار نياد ..
مثل من ، تو هم بي قرار باشي .. و هيچ وقت به آرامش نرسي ..
هيچ وقت به آرامش نرسي ..
زندگي كني جوري كه .. در حسرت زندگي بموني ..
اي دشمن من ، تو .. در حسرت دوستي من خواهي موند ..
اينقدر اثرداشته باشن وفاهاي من ، اي بي وفا .. كه يك روز يادت بيان بي وفايي هاي خودت .. اي بي وفا
يك روز يادت بيان بي وفايي هاي خودت ..
پشيمان بشي و گريه كني .. و دلت درحسرت خنده بمونه .. اي بي وفا ..
از گلستان تو ويران تر هيچ ويرانه اي نباشه ..
در اين دنيا از كساني كه تو خودي مي دوني .. هيچ بيگانه اي ، بيگانه تر از اون نباشه ..
كسي تو رو دوست داشته باشه .. ؟
كسي دوستت نداشته باشه كه هيچي .. تو در حسرت بي اعتنايي كسي هم بموني ..
من فقط اينو مي دونم كه اون خيلي خوبه ..
ولي براي فرستادن نامه نياز به آدرس داريم ..
براي محبوبم نامه نوشتم ..
اي دلربا كوچه دل ، شهر وفاست ..
نمي دونم اين نامه به كجا مي ره .. ؟
و نمي دونم با خوندنش چه داستاني درست مي شه .. ( شايعاتي)
اگه نامه منو كسي ديگه بخونه ..
اگر نامه به دست اون نرسه ..
واي چه سرانجام بدي .. دلم الكي رسوا مي شه ..
اينجوري نشه ..
اينجوري نشه ..
من شب و روز دعا كردم پيش خدا ..
اين برگ يه درخت نيست ..
اين يه تيكه كاغذ نيست ..
اين ( نامه) خواهش اين دله .. در اين ( نامه) زندگي من هست ..
نكنه عذابي بياد و اين ( نامه) تو مسير گم بشه ..
من خيلي سفارش كردم وقتي بردمش پست خونه ..
چندين مدت من نگاه م ، به در بود كه جواب نامه ام بياد ..
يك روز اون نامه برگشت خورد ..
و پستچي گفت ..
آدرس اين نامه .. در اين پست خونه نيست ..
هيچ جاي دنياهم نيست ..
هيچ محبوبي با اين اسم ..
هيچ كوچه اي با اين اسم ..
هيچ شهري با اين
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نه مي تونم زندگي كنم اينجا ..
نه مي تونم بميرم اينجا ..
حرف از خنديدن نزن ..
نه مي تونم گريه كنم اينجا ..
پس من كجا برم ..
كجا برم ..
&

